یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 ساعت 15:56 |
بازدید : 7861 |
نوشته شده به دست poetry-s |
(نظرات 0)
نام رمان : بانوی قصه
حجم کتاب (مگابایت) : ۵٫۶ (پی دی اف) – ۰٫۶ (پرنیان) – ۱٫۴ (کتابچه) – ۰٫۷ مگابایت (epub)
تعداد صفحات : ۵۲۹
قسمتی از رمان
فریادش تمام اتاق رو گرفت. صداش پیچید و پیچید و پیچید و مثل یه سیلی محکم خورد به گونه ام. متعجب نگاهش کردم، ناباور. خون توی رگ هام منجمد شده بود. فریادش همراه شد با پرت شدن گلدان بلوری که تکه تکه شد و هر تکه اش با صدا به گوشه ای افتاد. صورتش قرمز بود. ـ تو … تو چی کار کردی؟ خیانت؟! خیانت به من؟! من چه اشتباهی مرتکب شده بودم؟ سرش رو خم کرد. مرد عصبانی رو به روی من حالا سرش رو خم کرده بود و سعی داشت اشکی که داشت از چشماش می ریخت رو پس بزنه. ـ جز عاشقت بودن، جز پرستیدنت؟