عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام به وبسایت اشعار شاعران خوش امدید

آمار مطالب

:: کل مطالب : 454
:: کل نظرات : 185

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 4

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1
:: باردید دیروز : 1
:: بازدید هفته : 17
:: بازدید ماه : 225
:: بازدید سال : 1168
:: بازدید کلی : 1168

RSS

Powered By
loxblog.Com

Poetry.poets

سخنان شکسپیر
سه‌شنبه 14 بهمن 1393 ساعت 21:50 | بازدید : 45249 | نوشته ‌شده به دست poetry-s | ( نظرات 0 )

من وقت را هدر دادم و اکنون اوست که مرا هدر می­دهد.ویلیام شکسپیر

 

ای جسارت! دوست من باش.ویلیام شکسپیر

 

دوستی نعمت گرانبهائی است ،خوشبختی رادوبرابر می کندوبه بدبختی تخفیف میدهد. ویلیام شکسپیر

 

اگر كسی را دوست داری رهایش كن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده . ویلیام شکسپیر

 

از بزرگی نترس؛ بعضی بزرگ زاده می­شوند، برخی بزرگی را به دست می­آورند و بعضی بزرگی را به دامانشان می­اندازند. ویلیام شکسپیر

 

آه که دروغ چه چهره زیبایی دارد. ویلیام شکسپیر

 

به  لب­هایت خوار و خفیف کردن نیاموز که برای بوسیدن آفریده شده­اند. ویلیام شکسپیر

 

خدا به تو یک صورت داده است و تو از آن صورت دیگری ساخته ای. ویلیام شکسپیر

 

صورت شما كتابیست كه مردم می توانند از آن چیز های عجیب بخوانند. ویلیام شکسپیر

 

به عمقت برو، در بزن و بپرس قلبت چه می­داند. ویلیام شکسپیر

 

اگر کلمات نایاب شوند، به­ندرت بیهوده مصرف می­شوند. ویلیام شکسپیر

 

با خنده و شادی، بگذار چین و چروک­های پیری از راه برسند. ویلیام شکسپیر

 

چقدر بدبختند آنان که صبر و شکیبایی ندارند؛ مگر نه آن است که زخم ذره ذره التیام می­یابد. ویلیام شکسپیر

 

ترسو قبل از مرگش بارها می­میرد؛ دلیر فقط یک بار طعم آن را می­چشد.ویلیام شکسپیر

 

عجیب است که گوش بشر در مقابل نصیحت کر شود ولی نسبت به چاپلوسی شنوا . ویلیام شکسپیر

 

موطن آدمی را در هیچ نقشه جغرافیای نشانی نمی توان یافت، موطن آدمی در قلب همه کسانی است که دوستش دارند! ویلیام شکسپیر

 

چرخ فلک، قایق­هایی را به حرکت در می­آورد که پارو آنها را به حرکت درنیاورده است.ویلیام شکسپیر

 

زندگی داستانی است که یک ابله تعریف می­کند؛ پر از غوغا و هیاهو اما نامفهوم.ویلیام شکسپیر

 

زندگی کمدی است برای کسی که فکر می کند و تراژدی است برای کسی که احساس می کند. ویلیام شکسپیر

 

اگر غبطه خوردن به عزت و شرافت گناه است پس من مجرم­ترین روح زمینم.  ویلیام شکسپیر 

 

چیزی نداشته باشی؛ چیزی برای از دست دادن نداری. ویلیام شکسپیر

 

ظن و گمان همیشه در کمین ذهن گناه­آلود است. ویلیام شکسپیر

 

جهنم خالی است چون همه دیوها اینجا هستند. ویلیام شکسپیر

 

مگر پرتو شمع تا کجا می­رسد؛ مرگ خوب هم در این دنیای حرف نشنو همین قدر می­درخشد. ویلیام شکسپیر

 

من در قید خوشنودی تو، با جوابی که می­دهم، نیستم. ویلیام شکسپیر

 

اگر انجام دادن، به اندازه دانستن نیک از بد آسان بود، نمازخانه­ها کلیسا بودند و کلبه درویشان قصر پادشاهان. ویلیام شکسپیر

 

اگر توانستی با نگاه به بذرهای زمان بگویی کدام جوانه می­زند و کدام نمی­زند، بعد با من حرف بزن. ویلیام شکسپیر

 

نه خوب است و نه بد؛ فکر ماست که از آن خوب یا بد می­سازد. ویلیام شکسپیر

 

زندگی به اندازه یک داستان تکراری که گوش گنگ مرد خواب­آلود را می­آزارد خسته­کننده است.ویلیام شکسپیر

 

مثل امواج که به سوی ماسه­های ساحل شتابانند لحظات ماست که برای رسیدن به پایان بی­قرارند. ویلیام شکسپیر

 

ای خدا، ای خدا! تا کی اسیر پلیدی [ناشی از] دروغ بمانیم. ویلیام شکسپیر

 

عشق جوانتر از آن است که بداند وجدان چیست. ویلیام شکسپیر

 

دختران هیچ نمی­خواهند جز شوهر و وقتی به دست آوردند همه چیز می­خواهند. ویلیام شکسپیر

 

هر که سرگیجه دارد فکر می­کند دنیا دور خودش می­چرخد. ویلیام شکسپیر

 

آدم­ها پنجره را به روی طلوع خورشید می­بندند. ویلیام شکسپیر

 

غرورم با ثروتم از دست رفت. ویلیام شکسپیر

 

چه غم شیرینی است جدایی. ویلیام شکسپیر

 

شیطان برای رسیدن به مقصودش به کتاب آسمانی هم استناد می­کند. ویلیام شکسپیر

 

گوش­هایت را به همه بسپار اما صدایت را به عده­ای معدود. ویلیام شکسپیر

 

به افکارت زبان نده. ویلیام شکسپیر

 

ظرف که خالی باشد صدای بیشتری دارد. ویلیام شکسپیر

 

دوران طلایی پیش روست نه پشت سر. ویلیام شکسپیر

 

اگر اشکی داری آماده شو تا آن را فرو بریزی. ویلیام شکسپیر

 

دیوانه، عاشق و شاعر از یک قماشند: هر سه اهل خیال. ویلیام شکسپیر

 

محتوای جاه­طلبی به­مثابه سایه رؤیاست. ویلیام شکسپیر

 

هنوز هنری خلق نشده که افکار را از روی صورت بازسازی کند.ویلیام شکسپیر

 

هر کس باید با شکیبایی نتیجه رفتارش را تحمل کند.ویلیام شکسپیر

 

وزن دشمن را بیشتر از آنچه به نظر می­آید حساب کن. ویلیام شکسپیر

 

سه ساعت زودتر بهتر از یک دقیقه دیرتر. ویلیام شکسپیر

 

برای آن که کار درست بزرگی انجام بدهی، اشتباه کوچک مرتکب شو. ویلیام شکسپیر

 

آن که تاج بر سر دارد، بی­قرار سر بر بالین ­گذارد .ویلیام شکسپیر

 

محکوم زمانیم و زمان محکوم گذشتن. ویلیام شکسپیر

 

هر آنچه گذشت مقدمه است.ویلیام شکسپیر

 

وقتی پدر به پسر چیزی می­دهد هر دو می­خندند؛ وقتی پسر به پدر چیزی می­دهد هر دو می­گریند. ویلیام شکسپیر

 

وقتی غم می­آید، فقط با یک مأمور مخفی نمی­آید بلکه با چند لشکر از راه می­رسد.ویلیام شکسپیر

 

آهسته و عاقلانه! آنان که تند می­دوند سکندری می­خورند.ویلیام شکسپیر

 

زاده شدن همچون ربوده شدن است، که بعد از آن به عنوان برده فروخته می­شوی. ویلیام شکسپیر

 

یه رفیق تو دربار بهتر از دهشاهی تو کیف جیبیه. ویلیام شکسپیر

 

یه احمق فکر می­کنه عاقله اما یه عاقل می­دونه که احمقه.ویلیام شکسپیر

 

خوبی زیادی هم بد از آب درمیاد. ویلیام شکسپیر

 

بهتره احمق با حضور ذهن باشی تا با حضور ذهن احمق.ویلیام شکسپیر

 

آدم تبهکار می‌رود ولی شرش بعد از او می‌ماند. ویلیام شکسپیر

 

آن کس که جرأت انجام کارهای شایسته دارد، انسان است. ویلیام شکسپیر

 

آن کس که مال مرا بدزدد، چیز بی ارزشی را ربوده‌است، اما آن‌که نام نیک مرا برباید، جزئی از وجود مرا می‌برد که او را غنی نمی‌کند اما در واقع مرا حقیر می‌سازد. ویلیام شکسپیر

 

آیا می‌دانید که انسان چیست؟ آیا نسب و زیبایی و خوش‌اندامی و سخن‌گویی و مردانگی و دانشوری و بزرگ‌منشی و فضیلت و جوانی و کرم و چیزهای دیگر از این قبیل، نمک و چاشنی یک انسان نیستند؟ ویلیام شکسپیر

 

از دست دادن امیدی پوچ و آرزویی محال، خود موفقیت و پیشرفت بزرگی است. ویلیام شکسپیر

 

اگر در این جهان از دست و زبان مردم در آسایش باشیم، برگ درختان، غرش آبشار و زمزمه جویبار هریک به زبانی دیگر با ما سخن خواهند گفت. ویلیام شکسپیر

 

اگر دوازده پسر داشتم و همه را به طور یکسان دوست می‌داشتم و یازده پسرم را در راه میهن قربانی می‌کردم، بهتر از این بود که یکی پس از دیگری در بستر خواب بمیرند. ویلیام شکسپیر

 

امان از وقتی که مردم، دزد عقل را به گلوی خود بریزند، منظور از دزد عقل، مشروبات الکلی است، واقعأ که هیچ عاقلی این کار را نمی‌کند. ویلیام شکسپیر

 

اندیشه‌ها، رؤیاها، آه‌ها، آرزوها و اشک‌ها از ملازمان جدایی‌ناپذیر عشق می‌باشند. ویلیام شکسپیر

 

ای فتنه و فساد، تو چه زود در اندیشه مردان نومید رخنه می‌کنی. ویلیام شکسپیر

 

بدی‌های ما در دنیا به یادگار می‌ماند و خوبی هایمان همراه با ما به گور می‌رود. ویلیام شکسپیر

 

بذله‌گویی برازنده‌ترین لباسی است که در یک مجلس می‌توان پوشید. ویلیام شکسپیر

 

برای دشمنانت کوره را آنقدر داغ مکن که حرارتش خودت را نیز بسوزاند. ویلیام شکسپیر

 

برای لذت بردن کافیست اندکی احمق باشی. ویلیام شکسپیر

 

به دست آور آنچه را که نمی‌توانی فراموشش کنی و فراموش کن آنچه را که نمی‌توانی بدست آوری. ویلیام شکسپیر

 

تردیدهای ما خائنینی هستند که با نصایح خود، ما را از حمله به دشمن باز می‌دارند، درحالی که تصمیمی راسخ و حمله‌ای به موقع می‌تواند فتح و پیروزی را نصیب ما سازد. ویلیام شکسپیر

 

تملق خوراک ابلهان است. ویلیام شکسپیر

 

جایی‌که تخم محبت کاشته شود، شادمانی می‌روید. ویلیام شکسپیر

 

جوانی و پیری با یک دیگر قابل مقایسه نیستند. جوانی مایه نشاط و سعادت است و پیری موجب فلاکت و حسرت. جوانی نیمروز زندگانی است و پیری شبانگاه ظلمانی. جوانی دوره خودنمایی و شجاعت است و پیری روزگار ترس و مذلت، جوان چون آهوی وحشی با نشاط و غرور در وادی زنگی می‌دود و پیر چون مردی لنگ آهسته و با هزار زحمت ، قدم برمی‌دارد. ویلیام شکسپیر

 

جوانی جرعه‌ای است فرح‌انگیز ولی حیف که به پیری آمیخته‌ است. ویلیام شکسپیر

 

چراغ کوچکی در شب، تاریکی را می‌شکافد و به اطراف نور می‌دهد، کار خوب اگرچه کوچک و ناچیز باشد در نظر من کوچک و ناچیز نیست. ویلیام شکسپیر

 

در سرتاسر اعمال بشر، جزر و مدی موجود است که اگر آدمی در مجرای آن واقع شود، به ساحل سعادت می‌رسد وگرنه سراسر عمر وی در گودال‌های بدبختی و فلاکت سپری خواهد شد. ویلیام شکسپیر

 

در سینه خود شراره‌ای آسمانی دارم که نامش وجدان است.ویلیام شکسپیر

 

دشمنان بسیاری دارید که نمی‌دانند چرا دشمن شما هستند ولی همچون سگ های ولگرد هنگامی که رفقایشان بانگ بردارند، آنها نیز پارس می‌کنند. ویلیام شکسپیر

 

دنیا مانند یک تماشاخانه‌است، هرکس رل خود را بازی می‌کند و سپس مخفی می‌شود.ویلیام شکسپیر

 

دوستی نعمت گرانبهایی است، خوشبختی را دوبرابر می‌کند و از بدبختی می‌کاهد. ویلیام شکسپیر

 

دنیا، سراسر صحنه بازی است و همه بازی‌گران آن به نوبت می‌آیند و می‌روند . نقش خود را به دیگری می‌سپارند. ویلیام شکسپیر

 

دیدن و حس کردن، وجودداشتن است، زندگی در اندیشه‌است. ویلیام شکسپیر

 

دیوانه خودش را عاقل می‌پندارد و عاقل هم می‌داند که دیوانه‌ای بیش نیست. ویلیام شکسپیر

 

زنبور هرچقدر باشد،گل از آن بیشتر است؛ دل‌های ماتم زده هر اندازه باشند، قلب‌های شاد زیادترند. ویلیام شکسپیر

 

زندگی از تار و پود خوب و بد بافته شده‌است، فضیلت ما وقتی می‌تواند بر خود ببالد که از خطاهای ما شلاق نخورد و جنایت‌های ما وقتی نومید می‌شود که مورد ستایش فضیلت‌های ما قرار نگیرد. ویلیام شکسپیر

 

سعادتمند کسی است که به مشکلات و مصایب زندگی لبخند زند. ویلیام شکسپیر

 

شادمانی در خانه‌ای است که مهر و محبت در آن مسکن دارد. ویلیام شکسپیر

 

شخص عاقل و هشیار به هرجا قدم بگذارد، سعادت و فراغت بال همراه اوست زیرا در جهان بجز خوبی وزیبایی  چیزی نمی‌بیند. ویلیام شکسپیر

 

عشق غالبأ یک‌نوع عذاب است، اما محروم بودن از آن مرگ است! ویلیام شکسپیر

 

عقل و هوش خود را با خوشی و نشاط دمساز کن تا هزاران آسیب از میان برود و عمرت دراز شود. ویلیام شکسپیر

 

علامت و نشان حقیقی اصالت و علو شأن، نوازش و ترحم آمیخته با شادمانی و گشاده‌رویی است. ویلیام شکسپیر

 

کاری که وظیفه و صمیمیت در آن دخالت دارد، خلل‌پذیر نیست. ویلیام شکسپیر

 

کسانی که دنیا را از دست می‌دهند آن را با فکر و وسواس می‌خرند. ویلیام شکسپیر

 

کشنده تر از نیش مار ، بچه حق‌ناشناس است. ویلیام شکسپیر

 

کینه پنهان نمی‌ماند. ویلیام شکسپیر

 

گذشت زمان هرچه از موهای مردم می‌کاهد، به خرد آن‌ها میفزاید. ویلیام شکسپیر

 

گربه ما وقت تولد از آن رو است که به صحنه بزرگ جنون و حماقت وارد شده‌ایم. ویلیام شکسپیر

 

مردی که دردرون خویش موسیقی ندارد و نداهای خوش و دلنشین او را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد، برای خیانت، توطئه و غارتگری مناسب می‌باشد و هیچ کس نباید به او اعتماد کند. ویلیام شکسپیر

 

مسکنت در کوی هنرمندان و رنجبران راه ندارد و شادمانی در خانواده‌ای است که مهربانی در آن جا حکومت می‌کند. ویلیام شکسپیر

 

مصائب خود را مانند لباستان با کمال بی‌اعتنایی تحمل کنید. ویلیام شکسپیر

 

من از خوشبختی‌های این جهان بهره‌مند گردیده‌ام زیرا در زندگی عاشق شده‌ام. ویلیام شکسپیر

 

من همیشه میل دارم از اشخاص نجیب پیروی کرده و از آنان چیز بیاموزم. ویلیام شکسپیر

 

موفقیت هائی که نصیب بشر شده عمومأ در سایه تحمل و بردباری بوده‌است. ویلیام شکسپیر

 

می‌دانیم که چیستیم اما نمی‌دانیم که چه می‌شویم. ویلیام شکسپیر

 

وجود ما به منزلهٔ باغی است که ارادهٔ ما باغبان آن است. ویلیام شکسپیر

 

وقتی ناراحتی بزرگی پیش آید، رنج و غم‌های دیرین از یاد می‌رود. ویلیام شکسپیر

 

هر اندازه گناهی بزرگ کهنه شود و به حال اختفا باقی بماند سرانجام هنگام مرگ یا بروز خطر، چون فرصت کشف آن فرارسد، به صورت موحشی زهر خود را برجان آدمی می‌ریزد. ویلیام شکسپیر

 

هر چه را که دوست داری بدست آور وگرنه مجبور می‌شوی هر چه را که بدست می‌آوردی دوست داشته باشی.ویلیام شکسپیر

 

هرکس فقیر و قانع باشد ثروتمند است. ویلیام شکسپیر

 

همیشه حرف حق را بدون بیم بیان کن و شیطان را خجل ساز. ویلیام شکسپیر

 

همیشه کار کنید و بکوشید تا جامه افتخار و عظمت را بپوشید، همیشه در نظر داشته باشید که افتخارات تازه‌ای به دست آورید زیرا افتخارات گذشته همچون شمشیری است که زنگ زده و از رونق افتاده باشد . ویلیام شکسپیر

 

هیچ چیز ، بد یا خوب نیست، فقط نیروی اندیشه بدی و خوبی و سعادت و شقاوت را می‌آفریند. ویلیام شکسپیر

 

یقینأ رفتار حکیمانه یا وضع جاهلانه همچون بیماری از شخصی به شخص دیگر سرایت می‌کند، پس لازم است که انسان‌ها مواظب انتخاب معاشران خود باشند. ویلیام شکسپیر

 

اگر تمام شب را بخاطر از دست دادن خورشید  گربه کنی لذت دیدن ستاره‌ها را از دست خواهی داد. ویلیام شکسپیر

 

داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است ولی نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است. ویلیام شکسپیر

 

در دریای پرتلاطم زندگی همیشه موجی را می توان یافت که اگر با آن حرکت کنید شما را به ساحل خوشبختی می رساند. ویلیام شکسپیر

 

به خدا سوگند که خروارها فریب خوردگی بهتر از یک جو بدگمانی است! ویلیام شکسپیر

 

احمق ها هیچ گاه کمتر از عهد کنونی محبوبیت نداشتنه اند ، چون خردمندان به جای آنان خودنمایی میکنند و نمیدانند از عقل خود چگونه بهره ببرند زیرا رفتارشان تؤام با تقلید است .ویلیام شکسپیر

 

من تو را همچون خوابی در خاطر دارم،خوابی زیبا هنگامی که چون پادشاهی می خوابم و وقتی بیدار می شوم تو را در بر ندارم . ویلیام شکسپیر


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سخنان گاندی
سه‌شنبه 14 بهمن 1393 ساعت 21:48 | بازدید : 64629 | نوشته ‌شده به دست poetry-s | ( نظرات 0 )

اگر فقط یکبار حضور خدا را بپذیرید،هرگز به ضرورت دعا و نیایش شک نخواهید کرد.ماهاتما گاندی

 

من از گناه بدم می آید نه از گناهکار . ماهاتما گاندی

 

برای کسی که اندیشه عدم خشونت را در خود پرورده است تمام عالم یک خانواده است. نه ترسی به دل دارد و نه کسی از او می ترسد . ماهاتما گاندی

 

 تواضع یعنی تحمل رنج و زحمتی مداوم در راه خدمت به بشریت،خداوند همیشه حاضر و ناظر است.ماهاتما گاندی

 

در تصور من، بيش از يك مذهب در جهان وجود ندارد، اما همچنين مي انديشم كه اين مذهب، درخت تنومندي است كه داراي شاخه هاي فراوان است و همچنانكه تمام شاخه ها شيره مورد نيازشان را از يك منبع مي گيرند، تمام مذاهب نيز جوهره خود را از يك چشمه مي گيرند كه منبع همه آنهاست. طبيعتاً اگر يك مذهب وجود دارد، يك خدا بيشتر نمي تواند وجود داشته باشد. اما او ناديدني و غير قابل توصيف است و در نتيجه، از نظر ادبي مي توان گفت، او نامهايي به تعداد همه ي انسانهاي روي زمين دارد. اين كه ما او را به چه اسمي مي ناميم، اهميت چنداني ندارد. او يكي است و دوّمي ندارد. ماهاتما گاندی

 

نباید دانه ای برنج یا تکه ای کاغذ را به هدر دهید وقتتان را نیز. وقت ما به خود ما تعلق ندارد بلکه متعلق به ملت است و ما امانتدارانی هستیم که باید به بهترین نحو از آن بهره بگیریم . ماهاتما گاندی

 

جنگنده عاشق مرگ است. نه مرگ در بستر بیماری بلکه مرگی که در میدان نبرد سر می رسد… مرگ در هر زمانی خجسته و مبارک است ولی برای جنگنده ای که برای آرمان خود -حقیقت- می میرد خجستگی آن دو چندان است . ماهاتما گاندی

 

چیزی در درونم مرا وا می دارد رنج خود را با صدای بلند فریاد کنم. من نیک دانسته ام که چه باید بکنم. آنچه در درونم هست و هرگز فریبم نمی دهد اکنون به من می گوید:(باید در مقابل تمام دنیا بایستی حتی اگر تنها بمانی. باید چشم در چشم تمام دنیا بدوزی حتی اگر دنیا با چشمان خون گرفته به تو بنگرد. ترس به دل راه نده. به سخن آن موجود کوچکی که در قلبت خانه دارد اطمینان کن که می گوید: “دوستان همسر و همه چیز و همه کس را رها کن و فقط به آنچه برایش زیسته ای و به خاطرش باید بمیری شهادت بده”). ماهاتما گاندی

 

دانش الهی از راه کتابها کسب نمی شود. بلکه باید آن را در وجود خود درک کرد . ماهاتما گاندی

 

کتابها در بهترین صورت خود می توانند فقط وسیله کمک باشند و اغلب هم موجب مزاحمت می شوند . ماهاتما گاندی

 

عدم خشونت فقط وقتی خواهد بود که ما کسانی را دوست بداریم که از ما نفرت دارند. می دانیم که عمل کردن به این قانون بزرگ محبت چقدر دشوار است. اما آیا انجام تمام کارهای بزرگ دشوار نیست؟ . ماهاتما گاندی

 

محبت نیرومندترین قدرتی است که جهان در اختیار خود دارد و در عین حال ساده ترین نیرویی است که بتوان تصور کرد . ماهاتما گاندی

 

وظیفه ما نیست که خطای دیگران را جستجو کنیم وبه قضاوت درباره دیگران بنشینیم.ما باید تمام نیروی خویش را برای قضاوت در کار خودمان صرف کنیم و تا وقتی که حتی یک خطا در خود می بینیم حق نداریم که در کار مردم دیگر دخالت کنیم . ماهاتما گاندی

 

پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنست که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی. ماهاتما گاندی

 

تمامی گناهان ، نهانی صورت می گیرد. آن لحظه ای که درک کنیم خداوند حق بر افکار ما گواه است ، شاید رها و آزاد شویم. ماهاتما گاندی

 

هیچ چیز نمی تواند مانع آن شود که به همسایگان خویش در ماورای مرزهای خود نیز خدمت کنیم . ماهاتما گاندی

 

خود را قربانی کنیم بهتر است تا دیگران را. ماهاتما گاندی

 

این مرزها را هرگزخداوند به وجود نیاورده است . ماهاتما گاندی

 

من به کسانی که از مذهب خود با دیگران سخن می گویند و تبلیغ می کنند مخصوصاً وقتی که منظورشان این است که آنها را به دین خود در آورند هیچ اعتقاد ندارم. مذهب و اعتقاد با گفتار نیست بلکه در کردار است و در این صورت عمل هر کس عامل تبلیغ خواهد بود . ماهاتما گاندی

   

من از محدودیتها و نارساییهای خود آگاهم و این آگاهی تنها مایه قدرتم می باشد. آنچه در زندگی خود انجام داده ام بیش از هر چیز دیگر در نتیجه اطلاع و قبول محدودیتها و نارساییها بوده است .ماهاتما گاندی

 

تنها از طریق عشق است که می توانیم به حقیقت برسیم، زیرا خداوند، نه تنها حقیقت است، بلکه عشق نیز هست. در نتیجه، بدون عشق به حقیقت، هیچ تجربه ای از حقیقت وجود نخواهد داشت، به بیانی دیگر ” اگر می خواهیم روزی شاهد نفوذ حقیقت در تمامی جهان باشیم، باید به جایی برسیم که کم اهمیت ترین موجود جهان خلقت را به اندازه خود دوست بداریم و برای رسیدن به چنین جایی، نباید از هیچ یک از ابعاد زندگی بگذریم”. ماهاتما گاندی

 

انسان نمی تواند در حوزه ای از زندگی خود با درستی و صداقت عمل کند در حالی که در سایر حوزه های زندگیش آلوده نادرستی هاست . زندگی ، واحدی تجزیه ناپذیر است . ماهاتما گاندی

 

لحظاتی در زندگی پیش می آید که باید به اقدام پرداخت و جلو رفت، حتی اگر نتوان بهترین دوستان را با خود برد. همیشه به هنگامی که چند وظیفه با هم تصادم پیدا می کنند باید ” صدای ضعیف و آرام” درونی داور نهایی باشد . ماهاتما گاندی

 

در مورد خدا این اشکال هست که نمی توان او را توصیف و بیان کرد. اما توصیف حقیقت در قلب هر بشری نهفته است. حقیقت همان چیزی است که شما در این لحظه، حق می شمارید و همان خداست. اگر کسی همین حقیقت نسبی را بپرستد و پیروی کند می تواند مطمئن باشد که به مرور زمان به حقیقت مطلق یعنی خدا هم نایل خواهد شد . ماهاتما گاندی

 

هدف ، همـواره از ما دور می شـود ، هر چه به پیشــرفتهای بزرگـتری نائل آییــم، بیش تر به بی ارزشی خود پی می بریم. شادمانی در تلاش نهفته اسـت نه در دستیابی به هدف. تلاشٍ تمام و کمال، عین پیروزی است . ماهاتما گاندی

 

خشم اسیدی است که به ظرف خود بیشتر از اسیدی که به آن پاشیده می شود ضرر میزند.ماهاتما گاندی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سخنان هیتلر
سه‌شنبه 14 بهمن 1393 ساعت 21:47 | بازدید : 132886 | نوشته ‌شده به دست poetry-s | ( نظرات 0 )

وقتي برنده ميشوي، نيازي به توضيح نداري! وقتي مي بازي چیزی برای توضیح دادن نداری! هیتلر

 

کسی که بتواند میل و هوس شهواتی خود را مهار کند موجود با اراده ای است . هیتلر

 

کسی که با تخیلات پریشان از مشکلات برای خود کوهی می سازد و هر چیز را دشواری می داند واژگون شدن او حتمی است . هیتلر

 

هرجا ایمان کامل باشد اراده قوی هم وجود خواهد داشت مردان بی اراده کسانی هستند که به هیچ چیز ایمان ندارند . هیتلر

 

کسی که میخواهد زنده بماند باید مبارزه کند و کسی که دست از مبارزه بردارد آن هم در جهانی که هستی آن وابسته به مبارزه کردن است لایق زنده ماندن نیست . هیتلر

 

حقیقت همان دروغی است كه بارها و بارها تكرار شده است . هیتلر

 

تعلیم و تربیت یکی از اساس کشور است و مغز های جوان نبایستی از دانش ها و معلوماتی انباشه شود که هشتاد درصد برای آن ها غیر ضروری است و در نتیجه ممکن است پس از چند سال آن ها را به کلی فراموش کنند . هیتلر 

 

از درس تاریخ آنچه در خاطرات جوانان باقی می ماند غیر از یک مشت اطلاعات بی فایده مانند تاریخ تولد چند سردار یا پادشاه چیز دیگری نبوده و سایر قسمت های مهم آن به کلی از یاد رفته و یا از ان نتیجه کلی نگرفته اند . هیتلر

 

شما یک عمر بر سر کودک بزنید و از رشد و تکامل او جلوگیری کنید معلوم است که چنین موجود سر خورده در خود آن نیرو را نخواهد یافت که با استفاده از منابع طبیعی فکر و اندیشه را در خود تقویت نماید . هیتلر

 

بهترین وسیله برای شکست یک ملت ناتوان ساختن انرژی و اراده معنوی است . هیتلر

 

اگر اقدامی با شکست و دلسردی روبرو شد نباید دست از تلاش و کوشش برداشت و امید پیروزی را از دست داد . هیتلر

 

تجربه نشان داده است هرگونه عقیده که با مخالفت سخت روبرو شود، هواخواه بیشتری پیدا می کند و گاهی شکنجه و آزار شدن طرفدارانش در پیشرفت آن مؤثر است و بر تعداد طرفداران آن افزوده می گردد . هیتلر

 

وقتی یک ملت برای فرهنگ و نژاد و ملیت خویش ارزشی قائل نشد و حقی را که طبیعت برای نگاهداری نژاد پاکش به او ارزانی داشته بود پایمال ساخت و به بیگانگان روی آورد و تسلیم شد دیگر حق ندارد از شکست و بدبختی سیاسی که خودش باعث آن شده است شکایت کند . هیتلر

 

یهودیان پایه های هنر و ادبیات کشور های دیگر را سست می کنند احساسات مردم را فریب می دهند و تمام افکار درست و محکم را در هم فرو ریخته و مردم را از راه راست منحرف می سازند . هیتلر

 

چیزی که باعث قدرت و بزرگی نژاد آریا شد فقط غرایز معنوی نبود بلکه توجه و علاقه ی او برای تشکیل سازمان های بزرگتر باعث پیشرفت این قوم شده است و آن ها از روز اول خود را عادت دادند که برای تامین مایحتاج زندگی خود و دیگران زحمت بکشند و از این راه سازمان وسیع تری ایجاد کردند . هیتلر

 

بعضی حقایق به طوری پنهان شده اند که اگر کسی به خوبی دقت نکند آن را نمی شناسد ولی غالباْ اتفاق می افتد که این حقایق روشن را افراد عادی نمی بینند یا لااقل نمی توانند بد و خوب خویش را تشخیص دهند . هیتلر

 

اگر بخواهیم عالم هستی را به سه قسمت نمایند: قسمتی که تمدن انسانی را خلق کرده و گروهی که آن را نگاهداری نموده و دسته ای که آن را از بین برده اند بدون هیچ تردید نژاد اریاها جزء گروه اول قرار خواهند گرفت . هیتلر


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سخنان نیلسون ماندلا
سه‌شنبه 14 بهمن 1393 ساعت 21:46 | بازدید : 43320 | نوشته ‌شده به دست poetry-s | ( نظرات 3 )

هر روز صبح در جنگل آهوئی از خواب بیدار میشود که میداند باید از شیر تندتر بدود تا طعمه او نگردد ، و شیری که میداند باید از آهوئی تندتر بدود تا گرسنه نماند. مهم نیست که شیر باشی یا آهو ، با طلوع هر آفتاب با تمام توان آماده دویدن باش. نلسون ماندلا

 

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر نلسون ماندلا

 

ما هم به ذهن سلیم و هم قلب نیازمندیم ،شکوه زندگی این نیست که هرگز به زانو در نیائیم ،در این است که هر بار افتادیم دوباره برخیزیم . نلسون ماندلا

 

زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید .نلسون ماندلا

 

شك هايت را باور نكن و هيچ گاه به باورهايت شك نكن  .نلسون ماندلا

 

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن .نلسون ماندلا

 

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی .نلسون ماندلا

 

کوچک باش و عاشق.. که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را ...نلسون ماندلا

 

ما زاده شده ایم تا شکوه و بزرگی خداوندی را که در درونمان است،آشکار سازیم و این امر،همه ی انساتها را در بر میگیرد.نلسون ماندلا

 

بهترین لذت آدمی این است که بداند نسلی که از او به جا مانده ، ولی حسی برتر از هر لذت موجود این است که بداند مسئولیت خانواده ای بر دوش اوست و هر فردی میتواند از این لذت برخوردار باشد.نلسون ماندلا

 

اگر قرار باشد خون را با خون شست دچار بدبختی میشویم ،ببخشیم اما فراموش نکنیم! نلسون ماندلا

 

شجاعت مترادف نترسیدن نیست،بلکه شجاعت به معنای غلبه بر ترس است .نلسون ماندلا

 

براي آنکه مانع احساس عدم امنيت ديگران در اطرافمان باشيم ، خود را از انظار دور مي سازيم . اما اين کار ما را به جايي نمي رساند . ما متولد شده ايم که شکوه و عظمت خداوند را به نمايش در آوريم . چيزي که در درون ماست . نه در درون برخي از ما ، بلکه در درون تک تک ما . و زماني که به اين نور درونمان اجازه تابيدن مي دهيم ، ناآگاهانه به ديگران نيز اجازه چنين کاري را مي دهيم . نلسون ماندلا

 

بقای دوستی ها به تفاهم متقابل وابسته است .نلسون ماندلا

 

 آزادی به بریدن زنجیرها از دست و پا خلاصه نمی شود ،آزادی به احترام گذاشتن آزادی دیگران نیز نیاز دارد.نلسون ماندلا

 

از خدا پرسیدم: خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟
خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،
با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.
زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید .نلسون ماندلا


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سخنان مولانا
سه‌شنبه 14 بهمن 1393 ساعت 20:59 | بازدید : 108241 | نوشته ‌شده به دست poetry-s | ( نظرات 0 )

گشاده دست باش ،جاری باش ،كمك كن (مثل رود)

باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)

 اگركسی اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب)

وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)

متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا )

اگرمی خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه ) مولانا

 

هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . گشاده دست باش ،جاری باش ،كمك كن (مثل رود)

باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)

 اگركسی اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب)

وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)

متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا )

اگرمی خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه ) مولانا

 

هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

 

هین رها كن عشق های صورتی عشق بر صورت نه بر روی سطی

آنچه معشوق است صورت نیست آن خواه عشق این جهان خواه آن جهان

آنچه بر صورت تو عاشق گشته ای چون برون شد جان چرایش هشته ای

صورتش برجاست این سیری زچیست عاشقا واجو كه معشوق تو كیست

عاشقستي هر كه او را حس هست آنچه محسوس است اگر معشوقه است

تابش عاريتي ديوار يافت پرتو خورشيد بر ديوار تافت

واطلب اصلي كه تابد او مقيم بر كلوخي دل چه بندي اي سليم مولانا

  

ای برادر تو همان اندیشه ای    ما بقی خود استخوان و ریشه ای مولانا

 

بر هر چه همی لرزی می‌دان که همان ارزی     زين روی دل عاشق از عرش فزون باشد. مولانا

 

از کسي پرسيدند:« چند سال داري؟»
گفت:« هجده، هفده، شايد شانزده، احتمالا پانزده...! »
رندي گفت:« از عمر چرا مي دزدي؟ اين طور که تو پس  پس مي روي، به شکم مادرت باز مي گردي!» مولانا

 

در خود به طلب هر آنچه خواهی که توئی. مولانا

 

چون جواب احمق آمد خامشی      این درازی در سخن چون می‌کشی؟ مولانا

 

بگذار آبها ساكن شوند تا عكس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببيني. مولانا

 

اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی .مولانا

  

دراین خاک،دراین پاک،به جز عشق،به جزمهر،دگرهیچ نکاریم.مولانا

 

گر در طلب لقمه ناني ناني     گر در طلب گوهر كاني كاني
اين نكته رمز اگر بداني داني     هر چيز كه اندر پي آني آني مولانا

 

در پي هر گريه آخر خنده اي است.مولانا

 

ما در این انبار گندم می کنیم *گندم جمع آمده گم می کنیم

می نیندیشیم آخر ما به هوش *کین خلل در گندمست از مکر موش

موش تا انبار ما حفره زدست *وز فنش انبار ما ویران شدست

اول ای جان دفع شر موش کن *و انگهان درجمع گندم کوش کن

گرنه موشی دزد در انبار ماست *گندم اعمال چل ساله کجاست


ریزه ریزه صدق هر روزه چرا*جمع می ناید در این انبار ما مولانا

موش = نفس      گندم = جان – روح     انبار = جسم

 

بر قضاي عشق دل بنهاده‌اند    عاشقان در سيل تند افتاده‌اند مولانا

  

يكدمي بالا و يك دم پست عشق    گر به در انبانم دست عشق مولانا

 

سخن را چو بسیار آرایش کنند،هدف فراموش میشود. مولانا

 

کسی که ندای درونی خود را می شنود، نیازی نیست که به سخنان بیرون گوش فرا دهد. مولانا

 

علت عاشق زعلت ها جداست     عشق اسطرلاب اسرار خداست مولانا

 

هرکه بی‌باکی کند در راه دوست    رهزن مردان شد و نامرد اوست مولانا

 

آتشی از عشق در خود برفروز     سربه‌سر فکر و عبارت را بسوز مولانا

 

اگر دمی به قلب خود گوش فرا دهی سرمد همه بزرگان خواهی شد. مولانا

 

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید*معشوق همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار*در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

گر صورت بیصورت معشوق ببینید*هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید​

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید*هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید*از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت*یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

با این همه آن رنج شما گنج شما باد*افسوس که بر گنج شما پرده شمایید مولانا

 

هین رها كن عشق های صورتی عشق بر صورت نه بر روی سطی

آنچه معشوق است صورت نیست آن خواه عشق این جهان خواه آن جهان

آنچه بر صورت تو عاشق گشته ای چون برون شد جان چرایش هشته ای

صورتش برجاست این سیری زچیست عاشقا واجو كه معشوق تو كیست

عاشقستي هر كه او را حس هست آنچه محسوس است اگر معشوقه است

تابش عاريتي ديوار يافت پرتو خورشيد بر ديوار تافت

واطلب اصلي كه تابد او مقيم بر كلوخي دل چه بندي اي سليم مولانا

  

ای برادر تو همان اندیشه ای    ما بقی خود استخوان و ریشه ای مولانا

 

بر هر چه همی لرزی می‌دان که همان ارزی     زين روی دل عاشق از عرش فزون باشد. مولانا

 

از کسي پرسيدند:« چند سال داري؟»
گفت:« هجده، هفده، شايد شانزده، احتمالا پانزده...! »
رندي گفت:« از عمر چرا مي دزدي؟ اين طور که تو پس  پس مي روي، به شکم مادرت باز مي گردي!» مولانا

 

در خود به طلب هر آنچه خواهی که توئی. مولانا

 

چون جواب احمق آمد خامشی      این درازی در سخن چون می‌کشی؟ مولانا

 

بگذار آبها ساكن شوند تا عكس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببيني. مولانا

 

اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی .مولانا

  

دراین خاک،دراین پاک،به جز عشق،به جزمهر،دگرهیچ نکاریم.مولانا

 

گر در طلب لقمه ناني ناني     گر در طلب گوهر كاني كاني
اين نكته رمز اگر بداني داني     هر چيز كه اندر پي آني آني مولانا

 

در پي هر گريه آخر خنده اي است.مولانا

 

ما در این انبار گندم می کنیم *گندم جمع آمده گم می کنیم

می نیندیشیم آخر ما به هوش *کین خلل در گندمست از مکر موش

موش تا انبار ما حفره زدست *وز فنش انبار ما ویران شدست

اول ای جان دفع شر موش کن *و انگهان درجمع گندم کوش کن

گرنه موشی دزد در انبار ماست *گندم اعمال چل ساله کجاست


ریزه ریزه صدق هر روزه چرا*جمع می ناید در این انبار ما مولانا

موش = نفس      گندم = جان – روح     انبار = جسم

 

بر قضاي عشق دل بنهاده‌اند    عاشقان در سيل تند افتاده‌اند مولانا

  

يكدمي بالا و يك دم پست عشق    گر به در انبانم دست عشق مولانا

 

سخن را چو بسیار آرایش کنند،هدف فراموش میشود. مولانا

 

کسی که ندای درونی خود را می شنود، نیازی نیست که به سخنان بیرون گوش فرا دهد. مولانا

 

علت عاشق زعلت ها جداست     عشق اسطرلاب اسرار خداست مولانا

 

هرکه بی‌باکی کند در راه دوست    رهزن مردان شد و نامرد اوست مولانا

 

آتشی از عشق در خود برفروز     سربه‌سر فکر و عبارت را بسوز مولانا

 

اگر دمی به قلب خود گوش فرا دهی سرمد همه بزرگان خواهی شد. مولانا

 

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید*معشوق همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار*در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

گر صورت بیصورت معشوق ببینید*هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید​

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید*هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید*از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت*یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

با این همه آن رنج شما گنج شما باد*افسوس که بر گنج شما پرده شمایید مولانا

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سخنان سخنان جی پی واسوانی
سه‌شنبه 14 بهمن 1393 ساعت 20:57 | بازدید : 50513 | نوشته ‌شده به دست poetry-s | ( نظرات 0 )

آیا حقیقت دارد که پیش از بدنیا آمدن ما دنیا را اداره می کرد؟
آیا درست است که خداوند پس از آنکه ما دنیا را ترک کردیم آنرا همچنان اداره می کند؟
پس چطور است به خدا اجازه بدهید وقتی شما در این دنیا هستید او آنرا ادره کند. جی پی واسوانی

 

وقت ما برای تامین تسهیلاتی در زندگی صرف می شود که شاید هیچگاه بدانها نیازی نداشته باشیم، زندگی ما تهی از شور زندگی است! جی پی واسوانی

 

در این دنیای گذرا،دنیایی که چیزها می آیند و می روند ، و هیچ چیز باقی نمی ماند...
آیا چیزی ارزش نگران شدن دارد؟ جی پی واسوانی

 

آیا کسی به شما بدی کرده است؟
او را ببخشید،حتی پیش از آنکه از شما طلب بخشایش کند.آنگاه ذهن شما در آرامش خواهد بود و جهان اطراف به شما لبخند خواهد زد. جی پی واسوانی

 

دوست داشتن کسانی که دوستمان می دارند ساده است،آیا افرادی را که بدخواه ما هستند را دوست می داریم؟دوست داشتن کسانی که ما را می ستایند ساده است،آیا آنان که آزارمان می دهند را دوست داریم؟عشق ورزیدن به کسانی که به ما کمک میکنند آسان است،آیا به کسانی که ما را تحقیر می کنند و یا رفتاری ودخواهانه دارند،عشق می ورزیم؟محبت به ثروتمند آسان است،آیا به فقیر و بی چیز و غمزده محبت میکنیم؟عشق ورزیدن به خوب و پرهیزگار آسان است،آیا به گناهکار و مجرم عشق می ورزیم؟آیا به خداوند و هرچه خلق کرده عشق می ورزیم؟ جی پی واسوانی

 

آیا در همه وقایع زندگی میخندیم.وقتی بخت به ما رو میکند،خندیدن آسان است،یا هنگامی که بداقبالی به سراغمان می آید باز هم میخندیم؟آیا هنگام رویارویی با رنج ، اندوه ، خطر ، مشکلا ،محنت ، بیماری و مرگ میخندیم؟آیا وقتی عزیزی ما را ترک میکند و یا دوستان از ما چشم می پوشند،یا وقتی همه چیز در اطرافمان در تاریکی فرو رفته استو ستاره ای نمی درخشد،میخندیم؟
تا زمانی که عشق ورزیدن و خندیدن را نیاموخته ایم، آماده ورود به قلمرو خداوند نیستیم... جی پی واسوانی

 

اندوه ، ناشی از آنچه به سر ما می آید نیست،بلکه از آنچه در درون ما روی می دهد بوجود می آید. جی پی واسوانی

  

راز آسودن در چند کلمه است:
<همه چیز را رها کنید>
زندگی پر است از حوادث دوست داشتنی و ناگوار. وقتی چیز ناگواری پیش می آید، توازن خود را از دست می دهیم و این باعث ایجاد احساس منفی می شود که خود بصورت غم یا افسردگی بروز می دهد. عامل و علت احساسات منفی را رها کنید،همه چیز را رها کنید:
<آیا خواهرم مرا درک نمی کند> رها کنید!
<برادرم بدجوری با من حرف می زند> رها کنید!
<بهترین دوستم دشمنم شد> رها کنید!
<برنامه های من نقش بر آب شده است> رها کنید!
<فردی عزیز از دست رفته> رها کنید!
<یکی از عزیزان بیمار شد> رها کنید!... جی پی واسوانی

 

ما توکل و اعتماد کردن را آموخته ایم اما آنرا جای اشتباهی قرار داده ایم...
ما به چیزی تکیه می کنیم که خود نمی توانند به خویشتن تکیه کنند، بانکهایی که ورشکست می شوند،ضمانتهایی که ارزش آنها متزلزل است،فرزندان و دوستانی که از اعتماد شما سوء استفاده می کنند...
ما اعتماد خو را بر نیرو و قلمرو زمینی و ثروتهای دنیوی قرار می دهیم که ناپایدارند و از بین می روند.
ما ایمان خود را به چیزی خارج از خداوند متمرکز می کنیم... جی پی واسوانی

 

برنامه خداوند کامل است و هر آنچه روی میدهد بهترین است.
در برنامه الهی هیچ خطایی وجود ندارد و برای کسی که به آن ایمان داشته باشد همه چیز به خوبی پیش می رود. جی پی واسوانی

 

بسیاری از اعمال دنیا از دید ما بی رحمانه،تهاجم آمیز و آلوده به خودخواهی است. در این میان نیروی حقیقی به کسی تعلق دارد که اتکا به خداوند را آموخته است. جی پی واسوانی

 

به خداوند ایمان داشته باش
به او ایمان آور و بدان او همیشه بهترین کار را برای تو انجام خواهد داد... جی پی واسوانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سخنان ژان ژاک روسو
سه‌شنبه 14 بهمن 1393 ساعت 20:55 | بازدید : 63817 | نوشته ‌شده به دست poetry-s | ( نظرات 3 )

انسان آزاد آفریده شده است اما همیشه در زنجیری است که خود بافته است. ژان ژاک روسو

 

افراد سست اراده همیشه منتظر معجزه ها و رویدادهای شگفت انگیزند اما افراد قوی ، خود آفریننده معجزه ها و رویدادهای شگفت انگیزند. ژان ژاک روسو

 

سعی کنید همانگونه باشید که می خواهید دیگران شما را (آنگونه) ببینند .ژان ژاک روسو

 

ساده ترین درس زندگی این است ،هرگز کسی را آزار نده.ژان ژاک روسو

 

آسایش زمان نمیشناسد ،هرگاه خسته شدی بیاسای.ژان ژاک روسو

 

برای آنکه بتوانیم کسی رادوست داشته باشیم به زمان و آگاهی نیاز داریم . برای دوست داشتن ابتدا باید داوری کرد و برای برتری دادن ،باید نخست سنجید.ژان ژاک روسو

 

به طور کلی اشخاصی که زیاد میدانند ، کم حرف میزنند و کسانی که کم میدانند ، پرحرف هستند. ژان ژاک روسو

 

فحش دلیل کسانی است که حق ندارند.ژان ژاک روسو

 

بزرگترین تفاوت انسان و حیوان ،فهم و اندیشه نیست ،بلکه اراده و اختیار اوست.ژان ژاک روسو

 

مردم بدون عشق کورانی هستند که به هیچ وجه به منزل نخواهند رسید.ژان ژاک روسو

 

میتوان حقیقتی را دوست نداشت ، اما نمیتوان منکر آن شد. ژان ژاک روسو

 

امید و آرزو آخرین چیزی است که دست از گریبان بشر برمی دارد.ژان ژاک روسو

 

احساس دل ، بالاتر از منطق است.ژان ژاک روسو

 

بیش از سخن گفتن گفتارت را بسنج ، چنان که بیش از کاشتن تخم شخم میزنی.ژان ژاک روسو

 

آنچه بار زندگی را بر دوش ما سنگین تر میسازد ، عموماً زیاده روی در خود زندگی است .ژان ژاک روسو

 

انسان از مادر ، آزاده آفریده شد .ژان ژاک روسو

 

اندیشه های صرفاً ذهنی و کلی ،منشا بزرگترین خطاهای بشرند.ژان ژاک روسو

 

هر پدیده ای زمانی که از دست آفریدگارش بیرون می آید خوب است و همین که بدست انسانها می افتد به تباهی میگراید .ژان ژاک روسو

 

ایمان داشتن به توانایی های خویش ، نیمی از موفقیت و کامیابی است .ژان ژاک روسو

 

بهترین وسیله برای جلب محبت دیگران ، نیکی کردن به آنهاست.ژان ژاک روسو

 

در مقابل همه چیز میتوان مقاومت کرد جز نیکی و خوبی.ژان ژاک روسو

 

هر کس لطف بهار میخواهد باید دشواری زمستان را تحمل کند.ژان ژاک روسو


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سخنان زیبا
سه‌شنبه 14 بهمن 1393 ساعت 20:53 | بازدید : 98848 | نوشته ‌شده به دست poetry-s | ( نظرات 0 )

سخنان زیبا از ژان ژاک روسو

---------------------------------------------

 سخنان زیبا از نیوتن

-------------------------------------------

 سخنان زیبا از لائوتسه

-----------------------------------------

سخنان زیبا از امام علی (ع)

----------------------------------------

سخنان زیبا از شکسپیر

---------------------------------------

 

سخنان زیبا از کنفوسیوس

-----------------------------------------------------

  سخنان زیبا از چارلی چاپلین

--------------------------------------------

سخنان زیبا ازجی پی واسوانی

-------------------------------------------

سخنان زیبا از مولانا

-------------------------------------------

سخنان زیبا از ماندلا

------------------------------------------


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
سخنان چارلی چاپلین
سه‌شنبه 14 بهمن 1393 ساعت 20:52 | بازدید : 51889 | نوشته ‌شده به دست poetry-s | ( نظرات 0 )
بزرگ ترين الماس جهان آفتاب است،که خوشبختانه بر گردن همه مي درخشد.چارلی چاپلین
 
مردمان روی زمین استوار ، بیشتر از بندبازان روی ریسمان نااستوار سقوط می کنند .چارلی چاپلین
 
دنیا آنقدر وسیع است که برای همه مخلوقات جا هست. به جای آن که جای کسی را بگیرید، تلاش کنید جای واقعی خودتان را بیابید. چارلی چاپلین
 
برهنگی بیماری عصر ماست. چارلی چاپلین
 
حتی بهترین فرزندان نیز دشمن جان پدر و مادرانند. چارلی چاپلین
 
وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به شما نشان میدهد ،شما هزار دلیل برای خندیدن به آن نشان دهید. چارلی چاپلین
 
فیلمسازان باید به این نکته نیز بیاندیشند که فیلمهایشان را در روز رستاخیز با حضور خودشان نمایش خواهند داد. چارلی چاپلین
 
درخشان ترین تاجی که مردم بر سر می نهند در آتش کوره ها ساخته شده است . چارلی چاپلین
 
ازدواج مثل بازار رفتن است تا پول و احتیاج و اراده نداری بازار نرو. چارلی چاپلین

 

از دشمن خود یکبار بترس و  از دوست خود هزار بار. چارلی چاپلین

 
خوشبختی فاصله اين بدبختی  تا بدبختی ديگر است. چارلی چاپلین
 
اگر شاد بودی آهسته بخند تا غم بیدار نشود و اگر غمگین بودی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود. چارلی چاپلین
 
من دریافته ام که ایده های بزرگ هنگامی به ذهن راه می یابند که مصمم به داشتن چنین ایده هایی باشیم. چارلی چاپلین
 
نقاش کامل آنست که از هیچ برای خود سوژه بسازد. چارلی چاپلین
 
شکست خوردن ناراحتی ندارد.آدم باید شجاع باشد تا بتواند از خودش یک احمق بسازد! چارلی چاپلین
 
شاید زندگی آن جشنی نباشد که تو آرزویش را داشتی را داشتی ،اما حالا که به آن دعوت شده ای ، تا میتوانی زیبا برقص. چارلی چاپلین
 
این یکی از تضادهای زندگی ما است ،که آدم همیشه کار اشتباه را در بهترین زمان ممکن انجام میدهد .چارلی چاپلین
 
حتی تظاهر به شادی نیز برای دیگران شادی بخش است . چارلی چاپلین
 
انسان اگر فقیر و گرسنه باشد بهتر از آن است که پست و بی عاطفه باشد. چارلی چاپلین
 
خودپسندی زنها بزرگترین علت بدبختی ایشان و نابودی خانواده هاست . هیچ چیز به اندازه خودپسندی زنها بنیان خانواده را نابود نکرده است. چارلی چاپلین
 
اگر روزي خيانت ديدي،بدان که قيمتت بالاست .چارلی چاپلین
 
 جملات حکیمانه

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
محمد علی بهمنی
یکشنبه 12 بهمن 1393 ساعت 11:52 | بازدید : 73632 | نوشته ‌شده به دست poetry-s | ( نظرات 0 )
گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها را
                              تا زودتر از واقعه گویم گله ها را

چون آینه پیش تو نشستم که ببینی

                              در من اثرِ سخت ترین زلزله ها را

پر نقش تر از فرشِ دلم بافته ای نیست

                              از بس که گره زد به گره حوصله ها را

ما تلخیِ "نه" گفتنمان را که شنیدیم

                              وقت است بنوشیم از این پس "بله" ها را

بگذار ببینیم بر این جغد نشسته

                              یکبار دگر پر زدن چلچله ها را

یک بار هم ای عشقِ من، از عقل میندیش

                              بگذار که دل حل بکند مسئله ها را

--------------------------------------------------------------

 

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود

 

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود

                                آب از تماس با عطشم شعله‌ور شود

آنگاه بی‌مضایقه‌تر نعره می‌کشم

                                تا آسمان ِ کر شده هم با خبر شود

آن‌قدرها سکوت تو را گوش می‌دهم

                                تا گوشم از شنیدن ِ بسیار کر شود

تو در منی و شعرم اگر «حافظانه» نیست

                                «عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود»

آرامشم همیشه مرا رنج داده‌است

                                شور خطر کجاست که رنجم به سر شود؟

مرهم به زخم ِ بسته که راهی نمی‌برد

                                کاشا که عشق مختصری نیشتر شود

-----------------------------------------------------------------------

 

وقتی همه جا از غزل من سخنی هست

 

 پر میکشم از پنجره ی خواب تو تا تو

                             هر شب من و دیدار،در این پنجره با تو

 از خستگی روز همین خواب پر از راز

                              کافیست مرا،ای همه خواسته ها تو

 دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم

                              من یکسره آتش،همه ذرات هوا تو

 پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم

                              ای هرچه صدا،هرچه صدا،هرچه صدا-تو

 آزادگی و شیفتگی مرز ندارد

                              حتی شده ای از خودت آزاد و رها تو

 یا مرگ و یا شعبده بازان سیاست؟

                              دیگر نه و هرگز نه،که یا مرگ که یا تو

 وقتی همه جا از غزل من سخنی هست

                              یعنی همه جا-تو،همه جا-تو،همه جا-تو

 پاسخ بده ازاین همه مخلوق چرا من؟

                              تا شرح دهم،از همه ی خلق چرا تو؟

 

-------------------------------------------------------------------------

 

مرد با هر چه ستم هرچه بلا می ماند
نتوان گفت که این قافله وا می ماند

                              خسته و خفته از این خیل جدا می ماند

این رَهی نیست که از خاطره اش یاد کنی

                              این سفر همره تاریخ به جا می ماند

دانه و دام در این راه فراوان امّا

                              مرغِ دل سیر زِ هر دام رها می ماند

می رسیم آخر و افسانه یِ واماندنِ ما

                              همچو داغی به دلِ حادثه ها می ماند

بی صداتر زِ سکوتیم ولی گاهِ خروش

                              نعره ی ماست که در گوشِ شما می ماند

بروید ای دلِتان نیمه که در شیوه ی ما

                              مرد با هر چه ستم هرچه بلا می ماند


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران