صفحه ي اصلي
تماس با ما
عضویت
آرشیو مطالب
لينك rss
انجمن
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
انجمن تخصصصی
ثبت نام
ورود به سایت
تماس با ما
عضو شوید
نام کاربری :
رمز عبور :
::
فراموشی رمز عبور؟
عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام به وبسایت اشعار شاعران خوش امدید
آهنگ سنتی
شاهنامه فردوسی
ویدئو
رمان
سخنان زیبا ادیسون
سخنان زیبا کوروش کبیر
سخنان زیبا سعدی
سخنان زیبا فردوسی
سخنان زیبا از گاندی
سخنان زیبا از هیتلر
سخنان زیبا از ماندلا
سخنان زیبا از مولانا
سخنان زیبا ازجی پی واسوانی
سخنان زیبا از چارلی چاپلین
سخنان زیبا از ژان ژاک روسو
شعر عاشقانه
اشعار مذهبی
شعر شاد
اشعار غمگین
شعر خنده دار
شاعران خارجی
سخنان امام سجاد (ع)
سخنان امام حسین (ع)
سخنان حضرت علی (ع)
سخنان حضرت محمد (ص)
مولانا
مولانا
سعدی
شاملو
خیام
شهریار
پروین اعتصامی
سیمیـن بهبهـانـی
خواجوی کرمانی
شاه نعمت الله ولی
شهیار قنبری
سهراب سپهری
رضا کاظمی
کاظم بهمنی
محمد علی بهمنی
جلیل صفر بیگی
شمس لنگرودی
آیاتی از قرآن
حافظ
ایرج میرزا
دکتر شریعتی
قیصر امین پور
هوشنگ ابتهاج
فروغی بسطامی
hossein.zendehbodi [454]
فروردین 1395
بهمن 1394
آذر 1394
آبان 1394
مهر 1394
شهریور 1394
مرداد 1394
تیر 1394
خرداد 1394
اردیبهشت 1394
فروردین 1394
اسفند 1393
بهمن 1393
دی 1393
آذر 1393
زندگینامه حسین زنده بودی
محمد علی رستمی
خواجه عبدالله انصاری
رضی الدین آرتیمانی
محمود کیانوش
علیرضا قزوه
یدالله رویایی
حمید هنرجو
نصرت رحمانی
فرخ تميمی
[Post_Title]
[Post_Title]
[Post_Title]
[Post_Title]
[Post_Title]
[Post_Title]
[Post_Title]
[Post_Title]
[Post_Title]
[Post_Title]
<-ProductTitle->
شهریار [ 175088 ]
خیام [ 172338 ]
رضا کاظمی [ 158138 ]
سخنان سعدی [ 146532 ]
نجمه زارع [ 145099 ]
سخنان هیتلر [ 132883 ]
ایرج میرزا [ 122138 ]
شهاب مقربین [ 120342 ]
حسین سپهری [ 118718 ]
سخنان امام سجاد(ع) [ 116921 ]
آمار مطالب
:: کل مطالب :
454
:: کل نظرات :
185
آمار کاربران
:: افراد آنلاین :
0
:: تعداد اعضا :
4
کاربران آنلاین
آمار بازدید
:: بازدید امروز :
1
:: باردید دیروز :
2
:: بازدید هفته :
16
:: بازدید ماه :
322
:: بازدید سال :
1167
:: بازدید کلی :
1167
RSS
Powered By
loxblog.Com
اشعار شاعران
Poetry.poets
قاسم صرافان
جمعه 12 تیر 1394 ساعت 18:39 | بازدید :
1681
| نوشته شده به دست poetry-s | (
نظرات 0
)
گوشهی ابرو که با چشمت تبانی میکند
این دل خامــوش را آتش فشانــی میکند
عاشقت نصف جهــان هستند، اما آخرش
لهجهات آن نصفه را هم اصفهانی میکند
میگریزی از من و دائم عاشقت را میدهی بازی
میشوی آهـوی تهرانـی، میشوم صیاد شیرازی
فتـح دنیا کار آن چشم است، خون دلها کار آن ابرو
هر لبت یک ارتش سرخ است گیسوانت لشگر نازی
بس که خواندی «لیلی و مجنون» جَوّ ابیاتم «نظامی» شد
مـیخــورَد یک راست بر قلبــم از نگاهت تیـــر طنازی
وقت رفتــن چهــرهی شادت حـالت ناباوری دارد
مثل بغض دختر سرهنگ در شب پایان سربازی
در صدایت مثنــوی لرزید تا گذشت از روبـــروی مــا
با نگاهی تند و پر معنا، یک بسیجی با موتور گازی
ناخنت را میخــوری آرام پلکهایت میخــورد بـــر هـــم
عاشق آن شرم و تشویشم پیش من خود را که میبازی
عکسی از لبخند مخصوصت با سری پایین فرستادم
مادرم راضــی شد و حالا مانده بابایت شود راضــی
در کلاس از وزن میپرسی، با صدایت میپرم تا ابر
آخرش شاعر نخواهی شد پیش این استاد پروازی
طبع بازیگوش من دارد میدود دنبال تو در دشت
مـیپَرَم از بیت پایانـــی باز هــم در بیت آغــازی
میگریزی از من و دائم عاشقت را میدهی بازی
میشوی آهوی تهرانی، میشوم صیاد شیرازی ...
---------------------------------------------------------------------
گوشهی ابرو که با چشمت تبانی میکند
این دل خامــوش را آتش فشانــی میکند
عاشقت نصف جهــان هستند، اما آخرش
لهجهات آن نصفه را هم اصفهانی میکند
چای را بی پولکی خوردن صفـا دارد، اگر
حبه قندی مثل تو شیرین زبانی میکند
گاه میخواهد قلم در شعر تصویرت کند
عفو کن او را اگر گاهــی جوانی میکند
روی زردی دارم اما کس نمیداند درست
آنچه با من عطر شالــی ارغوانی میکند
عاشق چشمت شدم، فرقی ندارد بعد از این
مهربانــــی مــیکند ، نامهربانـــــی مـیکند
مــاه من! شعرم زمینی بــود اما آخرش
عشق تو یک روز ما را آسمانی میکند
--------------------------------------------------------
قطـــار
ِ
خطّ لبت راهـــی سمرقند است
بلیت یک سره از اصفهان بگو چند است؟
عجب گلــــی زدهای بـــاز گوشـــهی مـویت
تو ای همیشه برنده ! شمارهات چند است؟
بــــه تــــوپ گـرد دلـــم بــاز دست رد نزنی
مگر «نود» تو ندیدی عزیز من «هَند» است
همین کـــه میزنی
َ
ش مثل بید میلرزم
کلید کُنتر برق است یا که لبخند است؟
نگاه مست تــو تبلیـغ آب انگور است
لبت نشان تجاری شرکت قند است
بِ ... بِ ... ببین کــــــه زبــانم دوبــاره بند آمد
زی... زی... زی... زیرِسر برق آن گلوبند است
نشسته نرمیِ شالی به روی شانهی تو
شبیه برف سفیدی کـــه بر دماوند است
دوبـــاره شاعــر «جغرافیَ» ت شدم، آخر
گلی جوانی و «تاریخ» از تو شرمنده ست
چرا اهالــی این شهر عـــاشقت نشونــد ؟
چنین که عطر تو در کوچهها پراکنده است
به چشمهای تو فرهادها نمیآیند
نگاه تو پــی یک صید آبرومند است
هزار «قیصر» و «قاسم» فدای چشمانت
بِکُش! حلال! مگر خونبهای ما چند است؟
نگاه خستهی عاشق کبوتر جَلدی است
اگر چه مــیپرد امــا همیشه پابند است
نسیم، عطر تو را صبــح با خودش آورد
و گفت: روزی عشاق با خداوند است
رسیـــدی و غــزلـــم را دوبـــــــاره دود گرفت
نترس – آه کسی نیست - دود اسفند است
------------------------------------------------------
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ارسال نظر خصوصی برای مدیریت
ذخیره مشخصات
تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به
اشعار شاعران
مي باشد .
💬 نظرات کاربران
✕
💬ثبت نام کاربران
✕
ارسال
فرم ورود
💬ورود کاربران
✕
ارسال
فرم ثبت نام